X
تبلیغات
ایلات و عشایر کرد

ایلات و عشایر کرد

فرهنگ- جغرافیا

ایلات و عشایر کرد ایران

ایلات و عشایر استان آذربایجان غربی

مناطق ماکو و خوی: ایل میلان، خلکانی، ایل جلالی، حیدرلو، و کره سنی و مامش

طایفه‌های ایل شکاک در سلماس، بیگزاده در غرب ارومیه و...

منطقه نقده : ایل زازا ایل هرکی، ایل سادات

منطقه پیرانشهر: پیران، مامش و منگور

منطقه مهاباد : ایل‌ها و طایفه‌های گورگ، منگور، دهیکری، عثمان بیگی، قاسملو و...

منطقه سردشت : ایل‌ها و طایفه‌های باسک کوله، بریاحی، پیشدری، کلاسی و ایل مکری و...

کردهای منطقه مرکور و ترکور ایل هرکی

 

ایلات و عشایر استان کردستان

بانه : طایفه‌های شهیدی، بهرام بیگی، احمدی، توکلی، لطف الله بیگی و...

منطقه سقز : فیض الله بیگی، گورک، تیله کوهی، جاف، سقز، کلالی و افشار و...

منطقه سنندج : طایفه‌های اردلان سنندجی: حبیبی، کلماسی، زند، آصف، اردلان، شاه ویسی، بابان، وکیل. صادق وزیری مسعود وزیری، معتمد وزیری، آصف وزیری، مردوخی و...

منطقه کامیاران: طایفه‌های کمانگر، لطف الله بیگی، شهیدی، کشککی احمدی.

 

ایلات و عشایر استان کرمانشاه

ایل‌ها و طایفه‌های : زنگنه، سنجابی، کلهر، گوران، قبادی، چوپان، کاوه، باباخانی، ولدبیگی، مصطفی سلطانی، کانی سانی.

منطقه جوانرود : عناقی، امامی، رستم بیگی، باباخانی و...

 

ایلات و عشایر استان ایلام

ایل ارکوازی، ایل کرد، ایل ملکشاهی، شوهان، ایل خزل، کلهر و طوایف علی شروان، دهبالایی، ریزه وند و زرگوش.

 

ایلات و عشایر استان لرستان و همدان

ایل و طایفه‌های حسنوند، کاکاوند، کولیوند، یوسفوند، دلدوند، تاج وند، مظفروند، باریکوند.

همدان تا ملایر: طایفه‌های زنگنه، زند، لک و بهتونی (بتونی) و...

 

ایلات و عشایر استان خراسان شمالی و رضوی

در استان خراسان شمالی و قسمت‌هایی از خراسان رضوی نیز مناطقی وجود دارند که مردم در آن مناطق به زبان کردی صحبت می‌کنند که از این میان می‌توان به مناطق: اسفراین، بجنورد، شیروان، قوچان، درگز، چناران و باجگیران اشاره نمود. مردم کردتبار این مناطق بنا به روایت تاریخ از ایل افشار هستند که در زمان شاه عباس از منطقه غرب دریاچه اورمیه به این نواحی برای محافظت از مرزهای ایران کوچ داده شدند و بنا به روایتی دیگر شاه شاه عباس آنان را به خاطر تضعیف سرکشی خان‌های کرمانجی و استفاده از آنان در مقابله با حملات بی‌امان ازبکان به خراسان بزرگ کوچاند.

طوایف زعفرانلو، ارامانلو، سعدانلو، کیوانلو، عمارلو، شادلو، بچاوند، باوه نور در قوچان که همگی از ایل بزرگ حسنلو هستند، کاوانلو در رادکان، دوانلو در مزوج و بجنورد، عمارلو در نیشابور، ایزانلو در شیروان، شیخ امیرانلو، سووانلو، پیچپرانلو، شاملو، بهادرانلو در قوچان، پالکانو در جیرستان، پهلوانلو در باجگیران، توپکانلو، تیتکانلو، حمزه لو، رشوانلو، رودکانلو، زیدانلو در قوچان و بجنورد و درگز، سیوکانلو در اوغار، کم کیلانلو در باجگیران، سپرسپرانلو در جیرستان، شهرانلو، دولت خانی و شیخکانلو در اوغار و چناران و قاسملو در اسفراین در درگز، طایفه‌های شیخوانلو، باچوانلو، قراچورلو، زیدانلو، مادانلو (بادانلو)، کیکانلو، پالکانلو، کیوانلو، زنگنه، تورانلو، دوله شانلو، ارتکانلو، بریوان لو، چگنی، صوفیانلو، بادلو، کپکانلو، گوشانلو، گیلانلو و...

کلات: اردلان، شارلو، گوشانلو، ترسانلو، بادللو و... ایل‌ها و طوایف دیگری را می‌توان نام برد که در سراسر ایران پراکنده‌اند، که یادآوری آنها نیز بتدریج صورت میگیرد.

توپکانلوها یکی از گروههای کُرد پراکنده در استان خراسان هستند که خود را (توپان) می‌نامند و توپان را واژه‌ای کردی به معنای انبوه جمعیت یا درخت می‌دانند. برخی این معنا را به سبب پرجمعیت‌ بودن توپکانلوها در میان عشایر خراسان دانسته‌اند. این احتمال وجود دارد که چون این ایشان در صنعت سر رشته داشته اند توپچی، توپ‌های جنگی بوده اند.

بنابر شواهد تاریخی خاستگاه اصلی توپکانلوها به احتمال قوی مناطق غرب ایران و کردستان بوده است. آنها نیز مانند دیگر گروههای کرد خراسان به تدریج در دورهٔ حکومت شاه اسماعیل اول (۹۰۷-۹۳۰ق/۱۵۰۱-۱۵۲۴م)، شاه عباس اول صفوی (۹۹۶-۱۰۳۸ق/۱۵۸۸-۱۶۲۹م) و نادرشاه افشار (۱۱۴۸-۱۱۶۰ق/۱۷۳۵-۱۷۴۷م) برای مقابله با ترکمنها و ازبکها به‌ سرحدات شمال شرق کشور کوچانده شدند. و در نواحی چکنه، مشهد، جوین، نیشابور، دشت تقی، درگز، قوچان، شیروان، سرخس، اسفراین و بینالود استان خراسان اسکان یافتند .

درگذشته شمار بسیاری از توپکانلوها کوچنده بودند و میان نواحی ییلاقی دامنهٔ کوههای شاه‌جهان و آلاداغ، حاشیهٔ رودخانهٔ اترک و نواحی اطراف مراوه تپه و نواحی قشلاقی اطراف سرخس، کشف‌رود و مزدوران کوچ می‌کردند . ایوانف که در اوایل سدهٔ ۲۰م در میان کردهای خراسان بوده است، از گستردگی کوچ توپکانلوها و اتحاد و همبستگی آنها در کوچ اظهار تعجب می‌کند و می‌گوید: کوچ توپکانلوها که چند هفته در مسافتی طولانی طول می‌کشید، بیشتر بدون پیشامدهای ناگوار و دزدی خاتمه می‌یافت . امروزه بیشتر توپکانلوها یکجانشین شده‌اند و در روستاها و شهرها اسکان یافته‌اند، اما شمار اندکی از آنها هنوز میان دهستانهای شهرستانهای اسفراین، بجنورد، برد اسکن، چناران، درگز، سبزوار، سرخس، شیروان، طبس و... استان خراسان ییلاق و قشلاق می‌کنند.

زبان مادری توپکانلوها مانند گروههای دیگر کرد خراسان، کردی، و احتمالاً از دستهٔ گویشهای مُکری بوده است.

 

ایلات و عشایر استان گیلان

شهرستان رودبار و پیرامون ( شهرستان طارم، رودبار الموت، شهرستان سیاهکل و شهرستان تنکابن ) کانون کردنشین استان گیلان شمرده می شود؛ در نتیجه تیره های بزرگ کرد زبان به ویژه عمارلو در سرتاسر این نواحی حضور انبوه دارند.

از کنفدراسیون عمارلو تیره های زیر در شهرستان رودبار می زیند:

در بخش عمارلو شهرستان رودبار: عمارلو، قبه کرانلو، استاجلو، بیجانلو، بیشانلو، شمخانلو

در بخش مرکزی شهرستان رودبار (رحمت آباد): برامکله، حاتمی، پیراصلو، عمارلو

در بخش مرکزی شهرستان رودبار (گلوگاه): بهتویی، ولی یاری، باجلانی، چمشگزک و کلهر و رشوند.

 

ایلات و عشایر استان مازندران

جهان بیگلو، ملانلو، دراره ده ساری: عبدالملکی و...، تیره‌های کلبادی، مسگر، اشکارگر، خواجه وند، در کلارشتاق شرف وند، کجور: طایفه لک، طایفه‌های قیاسوند، اصانلو، ایرانلو. کردهای گرگان: طایفه‌های حسنوند، کاکاوند، طایفه‌های کرد در کرد کوی: زعفرانلو، کاکاوند، جهانبگلو، عمرانلو، دوانلو، سپانلو، منوچهرلو، عرب خویشانلو، حسینلو، طایفه‌های کرد زیدی، باباکردی، کتولی و...

 

ایلات و عشایر کرد استان قزوین و زنجان

زنجان تا منطقه تاکستان قزوین: زعفرانلو، ارامانلو، کیوانلو، قراچورلو، عمارلو، شادلو، باوه نور و....

قزوین: طایفه چگنی، جلیلوند، مافی، رشوند، کاکاوند، باجلانی، پاپلی، قیاسوند، کرمانی، ولی یاری و..

منطقه تاکستان قزوین و (زنجان): زعفرانلو، ارامانلو، کیوانلو، قراچورلو، عمارلو، شادلو، باوه نور و....

 

ایلات و عشایر کرد استان تهران و سمنان

دماوند و خوار و ورامین: طایفه‌های کردبچه، جاوان (جابان)، شادلو، زعفرانلو، بوربور، ایزانلو، قراچورلو، پازوکی.

استان سمنان(در شاهرود): چگنی، رشوند.

گرمسار: شامل دو طایفه شادلو و قراچورلو می باشند. تاریخ استقرار آنها به سال ۱۰۰۶ هـ.ق که حرکت تاریخی کرد از جنوب قفقاز به آذربایجان و از آنجا به خوار و ورامین و از آنجا به خراسان انتقال یافته اند، می رسد. برخی از قراچورلوها و شادلوها درخوار و ورامین اسکان یافته اند. کردها در روستاهای حسین آباد کردها، علی آباد، قلعه خرابه و جلیل آباد ساکنند. مسعود کیهان در سال ۱۳۱۱ هـ .ش تعداد آنها را ۱۲۰ خانوار نوشته است.

 

ایلات و عشایر کرد استان فارس

در تاریخ نام بیشتری از آنها بوده و امروزه تنها در برخی روستاهای توابع کازرون مانند عبدو و کرون باقیمانده اند. زبانشان حالتی میان فارسی و کردی دارد اما ویژگیهای زبان کردی و اصطلاحات کردی در میانشان رایج است. برخی از طوایف کوهمره سرخی نیز کرد تبار می باشند که زبانشان ویژگیهای زبان کردی را دارا است.

در حال حاضر در استان فارس، گروهی از کردها زندگی می کنند که خود را کرونی می نامند این گروه در حدود 1000 خانوار هستند که در روستاهای شیراز و کازرون و سپیدان زندگی می کنند. سه روستا صد در صد کرد و 11 روستای مشترک با فارسها. اینها به زبان کردی کرمانشاهی صحبت می کنند. 17 خانوار از کردهای شیراز هنوز کوچ روی می کنند. در لارستان فارس 10 هزار نفر کرد هستند که پیرو مذهب اهل سنت شافعی بوده اند.

از طایفه‌های کرد پارس، که نام آنان در متون قرون اولیه اسلامی درج شده، برخی تاکنون پابرجا هستند. طایفه‌های شش گانه سرخی (سهری و سهرکیه مندرج در متون فوق) و مهرکی و بککی، که در منطقه کوهمره سرخی می‌زیند، بازماندگان «اکراد پارس» عهد ساسانی اند.

 

ایلات و عشایر کرد استان کرمان

طایفه‌های بامری در جبال بارز، لک در پاریز، خواجوینی (خواجه وند) و افشارقاسملو (قاسم اولادی).

ردپای کردهای کرمان تا کهنوج و بم هم دنبال شده است. مهنی ها در سیرجان و رفسنجان هستند؛ در دامنه کوههای بارز.

 

ایلات و عشایر کرد استان سیستان و بلوچستان

طایفه‌های سهراب زایی، مصطفی زایی، میرابلوچ زایی، گدازایی، شه کرم زایی، الله رسان زایی، جمال زایی، کمال خانی زایی، علم خان زایی، درزاده، غلام رسان زایی، شهدادزایی، سید خان زایی، سالار زایی، علما خان زایی، میریحیا زایی، مرادزایی، گل محمود زایی، ناگزی زایی شهمراد زایی، گنگدازایی، بولگاک زایی، متیم زایی، عجب زایی، کرم زایی، ناروزایی.

 

منابع و مآخذ برای مطالعه بیشتر:

مصطفی تقوی مقدم در کتاب تاریخ سیاسی کهگیلویه، تهران: مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران، ۱۳۷۷

کرد و پراکندگی او در گستره ایران زمین - ح. بهتویی - ۱۳۷۷ - تهران

ایل‌ها و طایفه‌های عشایری کرد ایران. علی میرنیا. ناشر نسل دانش. ایران. ۱۳۶۸.

آیت محمدی. سیری در تاریخ سیاسی کرد. انتشارات پرسمان. ۱۳۸۲

ک. توحدی، حرکت تاریخی کرد به خراسان، انتشارات توس و اسفند, ۱۳۶۶ و ۱۳۷۸

عبدالله شهبازی، مقدمه‌ای بر شناخت ایلات و عشایر، تهران: نشرنی، ۱۳۶۹

عبدالله شهبازی، مقدمه‌ای بر شناخت ایلات و عشایر، تهران: نشرنی، ۱۳۶۹

جمشید صداقت کیش: کوردان پارس و کرمان سال1381

ک. توحدی، حرکت تاریخی کرد به خراسان ج. ۲، ص. ۱۷۱، انتشارات توس و اسفند, ۱۳۶۶ و ۱۳۷۸

ایوانف، نکته‌هایی دربارهٔ کردها ج. ۱، ص. ۱۶۷

ایوانف، نکته‌هایی دربارهٔ کردها ج. ۱، ص. ۱۶۷

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 بهمن1390ساعت 8:26  توسط فرهنگ فتاحی  | 

جشن ها و آيين های استان کرمانشاه

در تاريخ فرهنگ و تمدن ايرانی، جشن‌ها و روزهای عيد، ريشه در تاريخ افسانه‌ای ايران باستان يعنی سلسله پيشدادی دارند. جشن ها و آیین های استان کرمانشاه به جشن های مذهبی، ملی و محلی تقسیم می شوند. جشن های بزرگ مذهبی در استان کرمانشاه شامل: جشن ميلاد حضرت محمد(ص)، جشن ميلاد حضرت فاطمه(س) (روز مادر)، جشن ميلاد حضرت على (ع)(روز پدر)، جشن های بزرگ نيمه شعبان، روز ميلاد حضرت امام زمان (عج)، مراسم های آغاز ماه مبارک رمضان و آداب گرفتن روزه، جشن بزرگ عيد فطر و عيدقربان، جشن بزرگ غديرخم و تعيين حضرت علی(ع) به جانشينی حضرت رسول الله(ص)، جشن بزرگ بعثت حضرت محمد (ص) و جشن ميلاد ديگر امامان معصوم (ع) از جمله جشن های مذهبی مهم استان کرمانشاه به شمار می آيند. در میان جشن های ملی؛ جشن های عید نوروز مهم ترین و بزرگ ترین جشن ها به شمار می آیند. نخستين جشن ايرانی به نام نوروز از زمان پادشاهی جمشيد مرسوم شد و در زمان های بعد، جشن‌ها و آيين‌های ديگری چون تيرگان، مهرگان، سده و غيره در فرهنگ ايران پديد آمدند. اعياد ملی، مذهبی و محلی در استان کرمانشاه نزد همه پاس داشته می شوند. اقليت های مذهبی استان کرمانشاه نيز می توانند جشن های مذهبی خود را به جای آورند. درمیان جشن های ملی آیین های ویژه عید نوروز مهم ترین جشن ها به شمار می آیند.عيد نوروز: از ديرباز عيد نوروز در سطح استان كرمانشاه با آداب خاصی بر پا می‌شده است. در گذشته رسم بر اين بود پيام‌آوران بهار و نوروز در قالب دسته‌های غولک بنما و آتش‌افروز در كوچه‌ها و خيابان‌ها، سرگذرها و محلات با نمايش و شكلک درآوردن و خنده و شوخی نوروز را نويد می‌دادند. در هر دسته ی غولک‌بنما دو نفر با شلوار و پيراهن بلند سفيد صورت خود را با صورتک می پوشاندند، به گونه‌ای كه مضحک به نظر برسند. يكی از آن‌ها روی صورتک خود سبيل پرپشت و گاهی دو شاخ می‌گذاشت. بعضی ديگر همراه نوازندگانی كه ساز و دهل می نواختند، راه می‌افتادند و در كوچه و بازار با خواندن شعر و رقص و پای كوبی و لودگی مردم را می‌خنداندند و از آن‌ها عيدی می گرفتند. علاوه بر غولک بنماها افراد ديگری نيز با پوشيدن لباس رنگی و كلاه مقوايی كله قندی به درب خانه‌ها و دكان‌ها می‌آمدندو با شوخی عيدی خود را می گرفتند. آتش‌افروزها يكی از كهن‌ترين گروه‌های نوروزی خوانی و بازيگران آيين‌های سال نو در جامعه ايران بودند. امروزه مردم اين استان از ماه‌ها قبل مراسم عيد نوروز را تدارک می‌بينند. آن‌ها معتقدند حضرت علي(ع) در عيد نوروز به تخت خلافت نشسته است؛ از اين رو، دو جنبه ملی و مذهبی در اين مراسم در هم آميخته شده است. چند روز قبل از فرا رسيدن عيد، خانواده‌ها خود را برای برگزاری جشن نوروز آماده می‌كنند و به تهيه پوشاک نو و نيازمندی‌های ديگر می‌پردازند؛ زيرا بر اين باورند كه فراهم نمودن وسايل مورد احتياج زندگی برای نخستين روز عيد، سبب فراوانی نعمت در تمام طول سال خواهد شد. در روز عيد مردم به ديد و بازديد می روند و عيد نوروز را به يک يگر تبريک می گويند.

چهارشنبه‌سوری: يكی ديگر از آداب و رسوم كهن اين منطقه كه از گذشته تا به امروز هم‌چنان ادامه دارد، مراسم چهارشنبه‌سوری است. در استان كرمانشاه در اغلب نقاط هر خانواده، غروب آخرين سه‌شنبه (شب چهارشنبه) سال، بوته‌های خار را كه از پيش فراهم كرده‌اند، روی بام يا حياط خانه خود و در نقاط روستايی اطراف تپه‌ها و كوه‌ها آتش می زنند و بزرگ و كوچک هر كدام سه يه هفت بار از روی بوته‌های افروخته می‌پرند و می‌خوانند: زردی مه له تو سرخی تو له مهمردم معتقدند با اين كار بيماری‌ها و بلاها از آن‌ها دور می‌شود. مراسم پريدن از روی آتش طی سال‌های اخير رواج يافته و بيش‌تر در نقاط شهری معمول است. در برخی نقاط روستايی پسربچه‌ها توپ‌های پارچه‌ای به سر چوب می بندند و آن‌ها را با نفت آغشته كرده و بعد از آتش زدن به آسمان پرتاب می‌كنند. بزرگ‌ترها معتقدند با اين كار سال كهنه می‌سوزد و سال نو به خوبی و شادی از راه می‌رسد. اگر در روستايی كسی عزادار باشد، بيست خانه از هر طرف خانه وی به احترام خانواده عزادار آتش روشن نمی‌كنند. مراسم قاشق‌زنی، فال‌گوش ايستادن و فال كوزه نيز از آداب مراسم چهارشنبه‌سوری است. پس از پايان آتش‌بازی و مراسم ديگر، زنان و دختران دور هم جمع می شوند و فال مي‌گيرند. برای اين منظور هر كس نشانه‌ای مانند انگشتر، سنجاق، گوشواره و غيره را در كوزه آب می‌اندازد (در روستای گودين كنگاور كوزه‌خالی آب را به كار می‌برند) بعد با دستمالی در كوزه را می‌بندند و با ريسمانی با يک ناودان، رو به قبله آويزان میكنند. غروب چهارشنبه سوری، اشعار حافظ را به نيت تفأل می‌خوانند و بعد ا زخواندن هر بيت دختر بچه‌ای از داخل كوزه نشانه‌ای را بيرون می‌آورد و با ديدن نشانه، صاحب فال نيز مشخص می‌شود.شال دركی يا شال‌اندازی: از رسم‌های بسيار جالب شب عيد، شال دركی يا شال‌اندازی است. جوانان در شب عيد پس از روشن كردن آتش بر بام خانه‌ها، دستمال يا شال خود را از منافذ تعبيه شده در سقف اتاق‌ها به داخل اتاق كرده و عيدی خود را از صاحب‌خانه می‌طلبند و هنگام درک (شال‌اندازی) به صاحب خانه می گويند: پر شالمان را نسوزان خالی بر نگردانی) يا اين كه می‌گويند:هل كيش؛ يعنی: بالا بكش. بدين ترتيب صاحب شال خوشحال آن‌جا را ترک می‌كند، صورت خود را می پوشاند تا صاحب‌خانه آن‌ها را نشناسد. برای شادی بيش‌تر، صاحب‌خانه داخل شال؛ زغال گداخته می گذارد.

چادر زدن دراويش: تا چند دهه پيش در كرمانشاه، دراويش عيد و در ايام عيد خيمه و خرگاه خود را جلوی درب خانه ی اين خانه‌ها علم می‌كردند و تا چيزی از صاحب‌خانه نمی گرفتند، خيمه و خرگاه خود را بر نمی چيدند. دراويش بوقی داشتند كه از شاخ بلندی درست می شد و به شاخ نفير مشهور بود. مردم عقيده داشتند اين بوق در خانه هر كس كه به صدا درآيد، شوم است. به همين دليل سعی می‌كردند دراويش را از درب خانه خود ـ خصوصاً در ايام عيد- با دل خوش راهی سازند تا آن‌ها بوقشان را به صدا در نياورند.

خابازی (تخم‌مرغ بازی): يكی ديگر از مراسم معمول پيش از عيد و حتی بعد از آن، پختن تخم‌مرغ و رنگ كردن آن‌ها است. تخم‌مرغ‌های رنگ شده را در سبد بزرگی می‌گذارند و به سر گذر می‌برند. بچه‌های محل دور فروشنده تخم‌مرغ جمع شده و به بازی تخم‌مرغ مشغول می‌شوند. نام يكی از اين بازیها قطار است: دو نفر رقيب هر كدام ده يا بيست تخم‌مرغ را به رديف در كناری می‌چينند و بعد هر يک از رديف‌های خود يک تخم‌مرغ را بر می دارد و سر و ته آن‌ها را به هم می‌زند. هر تخم‌مرغی كه شكسته شود، صاحب آن بازنده و صاحب آخرين تخم‌مرغ سالم برنده اعلام می‌شود و رقيب او بايد پول تمام تخم‌مرغ‌ها را به فروشنده بپردازد.

سيزده بدر: در اين روز بیش تر مردم به دامان طبيعت و برخی نيز به كنار زيارت‌گاه‌ها و امام زاده‌ها می روند و به هر شكل روز را در خارج از منزل سپری می كنند. در اين روز جوانان روستايی بازی‌هايی چون: پالان، گرزان و غيره را انجام می‌دهند و به رقص و پای كوبی می پردازند. در روز سيزده سال معمولاً غذاهايی با گوشت تهیه و مصرف می شود. در این روز سبزه‌ای را كه از قبل سبز كرده‌اند، گره زده و به نيت اين كه درد و بلا را نيز همراه آن گره زده‌اند،‌داخل آب‌روان می اندازند. در برخی مناطق، سبزه‌ها را سيزده گره و يا سيزده سبزه را به هم گره می زنند. در برخی نقاط نيز هنگام برگشتن از سيزده بدر هر شخص سيزده سنگ كوچ را به پشت سر خود پرتاب می كند و آخرين سنگ را كه می اندازد، می‌گويد: نحسی روز سيزده تمام شد.

مراسم ازدواج در استان کرمانشاه از آداب خاص خود برخوردار است. مراسم خواستگاری در استان كرمانشاه چه در شهر و چه در توابع آن با آداب و آيين تقريباً يكسانی برگزار می‌شود. خانواده و نظام خويشاوندی در جوامع كرد بر پايه ی سيستم پدر تباری است. در گذشته ازدواج‌ها درون گروهی بود. يعنی دختران هر طايفه را برای پسران همان طايفه بر می‌گزيدند؛ چرا كه معتقد بودند دختر خوب نبايد از قبيله خارج شود. امروزه پسر؛ همسر دل خواه خود را انتخاب می‌كند و آن‌گاه مادرش را از اين موضوع آگاه می سازد. مادر پسر برای ديدن دختر به بهانه‌ای به خانه او می‌رود؛ اگر دختر را پسنديد و او را شايسته همسری پسرش ديد، بی آن كه سخن بگويد به خانه خود بمی رود و از نجابت، خوبی و زيبايی دختر تعريف می كند. پس از آن، پدر پسر در يک روز خوش يمن ـ معمولاً روزهای فرد را خوش یمن می ‌دانند ـ همراه چند ريش سفيد به خانه دختر می‌رود و او را برای پسرش خوازمنی (xwazmani) يا خواستگاری می‌كند. اگر پدر دختر با اين وصلت موافق باشد. همان موقع به گفت و گو می‌پردازند و مقدار شيروای (شيربها) و مهريه را تعيين می‌كنند و درباره عروسی صحبت می‌كنند.

دزورائی (نامزدی): چند روز بعد از مراسم خواستگاری، خانواده داماد با آوردن يک دست لباس كامل، انگشری طلا و مقداری شيرينی برای عروس؛ مراسمی با عنوان دزورانی يا نامزدی برگزار می‌كنند. در اين مراسم كه با حضور دوستان و آشنايان در منزل پدر عروس برگزار می‌شود. خانواده داماد دختر را رسماً به نامزدی پسر خود در می‌آورند. از دوران نامزدی تا روز عروسی خانواده داماد موظف است لباس عروس را تهيه كند و هر چند گاه خصوصاً در ايام عيد نوروز برای او لباس جديد بگيرد.

حنابندان: اين مراسم يک روز پيش از مراسم عروسی انجام می‌شود بدين ترتيب كه پيرزنی از بستگان نزديك داماد كه با او پاسخو می گويند؛ لباس عروس و كليه لوازمی كه خانواده داماد برای عروس خريده‌اند را به خانه عروس می برد. فردای آن روز "پاخسو" عروس را به حمام می برد و لباسی را كه داماد خريده است، به تن عروس كرده او را آرايش می‌كند و وی را برای رفتن به خانه داماد آماده می كند.

عروسی: مراسم عروسی در بين كردها معمولاً با سرنا و دهل و با مدت دو تا سه شبانه‌روز برگزار می‌شود. همه ی اقوام و آشنايان در جشن عروسی شركت می‌كنند و مهمانان به صورت دسته‌جمعی به رقص و پای كوبی می پردازند. در مدت برگزاری اين جشن، صاحبان عروسی از مهمانانشان با ناهار و شام پذيرايی می كنند. در گذشته به هنگام بردن عروس، سواران همراه عروس در اطراف او به سواركاری و تيراندازی می‌پرداختند و به اين ترتيب عروس را تا خانه داماد مشايعت می‌كردند. با نزديک شدن عروس به خانه ی داماد، سورناچی‌ها با نواختن آهنگ «سوار، سوار» ـ آهنگی كه اسب‌ها را به وجد و بازی و دويدن و ا می‌دارد ـ به استقبال عروس می‌روند. دوستان و اقوام نزديک داماد نيز داماد را برای رفتن به پيشواز عروس تشويق و ترغيب می‌كنند. داماد به پيشواز عروس می رود و مشتی نقل و نبات و گاهی سكه بر سر عروس می‌ريزد و بعد به اتفاق عروس و همراهانش به داخل منزل می‌روند.عيدهای فطر و قربان نیز در استان کرمانشاه با آداب خاصی برگزار می شود. در مراسم عيد فطر در اين استان از طلوع صبح، مردم دسته‌دسته برای اقامه نماز عيد راهی مساجد می‌شوند و پس از اتمام نماز عيد،‌از يک‌ديگر حلاليت می‌طلبند و به ذكر لااله الا الله می‌پردازند. سپس درب حلقه‌ای بزرگ كه سراسر مسجد را در بر می‌گيرد دور هم جمع شده و يكی از طلاب خوش صدا قصيده ای می خواند و ديگران نيز در بعضی از ابيات با او هم خوانی می كنند. گروه‌های چند نفری برای عيد مباركی به مناز بزرگان و علما می‌روند و عيد قربان نيز با همان تشريفات عيد فطر در تمامی نقاط استان برگزار می‌شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1390ساعت 12:59  توسط فرهنگ فتاحی  | 

جشن ها و آيين های استان کردستان

جشن ها و آيين های (بومی، سنتی و مذهبی) كه در كردستان برگزار می شود، ريشه در فرهنگ و آداب و رسوم باستانی اين ديار دارد كه به برخی از آن ها اشاره می شود:

-    یکی از مراسم سنتی و باستانی کردستان،جشن نوروزاست. در این مراسم جشن ها و نمایش ها جایگاه ویژه ای دارد.

-    یکی دیگر از مراسمی که از دیرباز در میان کردها رواجداشت و هر سال به مناسبت فرا رسیدنوروزبا تشریفات و شکوه خاصی برگزار می شد، "میر میرین" یا "امیر بهاری" است. در گذشته این مراسم سنتی از جایگاه ویژه ای برخوردار بود. در اینمراسم ضمن تفریح و سرگرمی، انتقاد از برخی حکام زورگوی محلی رایج بود وتمثیل های فکاهی از فرمانروای مستبد به صورت کمدی و نشاط انگیز به کار میرفت.

مراسم و جشن های سنتی دیگری نیز در میان کردان دیده می شود که ریشه در باورهای اساطیری و ادیان باستانی ایشان دارد. برگزاری جشن عروسی پیرشالیار از آن جمله است. جشن عروسی پیر شالیار (شهریار) مراسمی بسیار کمی است. اگرچه این مراسم در طول زمان با تغییرات بسیار مواجه بوده، ولی ریشه های کهن اساطیری خود را به خوبی حفظ کرده است. در منابع مکتوب تاریخی آمده است: پیر روحانی ازمغان زرتشت به نام پیر شالیار نزد مردم اورامان بسیار محترم است و کتابش را به بیگانگان نشان نمی دهند و کلماتش به جای ضرب المثل به کار می رود. جشن بزرگ مردم اورامان در بهمن ماه که سال روز ازدواج اوست برگزار می شود.این مراسم هر سال در بهمن ماه، در آغاز چله کوچک، در سه مرحله و طی سه هفته انجام می شود. در اولین هفته بهمن ماه، گردوهایی که از باغ پیرشالیار چیده شده، برای اهالی ارسال می شود و به این ترتیب اهالی از شروع مراسم با خبر می شوند. در دومین مرحله مراسم، که شب چهارشنبه بعد آغاز می شود، بچه های روستا پیش از طلوع آفتاب به پشت بام می روند و با خواندن اشعار و گرفتن هدایایی از اهالی، خبر از برآمدن خورشید و آغاز مراسم قربانی می دهند. با طلوع اولین اشعه آفتاب، نوبت ذبح گوسفندان و گاوهای قربانی که نذر مردم است فرا می رسد. پس از تقسیم گوشت های قربانی در بین اهالی، شب هنگام همه مردان در خانه پیر جمع شده، گروه گروه در جایگاه مخصوص طایفه خود می نشینند و برای تبرک رشته تسبیح چوبین دانه درشت و تخت گیوه به جای مانده از پیر را می بوسند. سپس مراسم نواختن دف و گفتن ذکر آغاز می شود.در سومین جمعه بهمن ماه، مردان نان هایی را که به شکل قرص های طلایی رنگ از آرد گندم و مغز بادام کوبیده تهیه شده و با گیاهان خشک چون ریحان و سیاه دانه تزیین شده است، بر سر مزار پیر شالیار می برند و پس از جمع شدن بر سر مزار پیر، نان ها را روی هم می ریزند و آنها را خرد کرده، با ماست بین حاضران تقسیم می کنند.هر سال در دومین هفته اردیبهشت، اهالی اورامان و روستاهای مجاور به رسم تبرک و برای شفای بیماران قطعه ای از تخت سنگ کنار مزار پیر شالیار را می کنند و با خود می برند و بر این باورند که کرامت پیر شالیار باعث تبرک این سنگ شده و هر سال دوباره سبز خواهد شد. به نظر می رسد این مراسم که هم زمان با جشن سده بر پا می شود یادگار روزگار پرستش مهر در این سامان است. مراسمی که در آن ایزد مهر برکت بخشنده را در چهلمین روز زایشش، در آن هنگام که زمین آغاز به دم زدن می کند و گوسفندان بار بر زمین می نهند، می ستاید و با ریختن خون قربانی یاد ایزد حامی دهقانان و تولید کنندگان را که با کشتن گاو باعث برکت کشت و دام و روییدن رستنی و گیاهان سودمند و خرمی و شادی ما در زمین می گردد، گرامی می دارد و پیروان او در مهرابه های باستانی بقایای متبرک را که در شمعدان سنگی است بر سکوهای چوبی پاس می دارند و جانشین او پیری است با کراماتی شبیه او.

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1390ساعت 12:58  توسط فرهنگ فتاحی  | 

جشن ها و آيين ها استان ايلام

در تاريخ فرهنگ و تمدن ايرانی، جشن‌ها و روزهای عيد، ريشه در تاريخ افسانه‌ای ايران باستان يعنی سلسله پيشدادی دارند. جشن ها و آیین های استان ایلام به جشن های مذهبی، ملی و محلی تقسیم می شوند. جشن های بزرگ مذهبی در استان ایلام شامل: جشن ميلاد حضرت محمد (ص)، جشن ميلاد حضرت فاطمه (س) (روز مادر)، جشن ميلاد حضرت على (ع)( روز پدر) جشن های بزرگ نيمه شعبان، روز ميلاد حضرت امام زمان (عج )، مراسم های آغاز ماه مبارک رمضان و آداب گرفتن روزه، جشن بزرگ عيد فطر و عيد قربان، جشن بزرگ غدير خم و تعيين حضرت علی(ع) به جانشينی حضرت رسول الله(ص)، جشن بزرگ بعثت حضرت محمد (ص) و جشن ميلاد ديگر امامان معصوم (ع) از جمله جشن های مذهبی مهم استان ایلام به شمار می آيند.

در میان جشن های ملی؛ جشن های عید نوروز مهم ترین و بزرگ ترین جشن ها به شمار می آیند. نخستين جشن ايرانی به نام نوروز از زمان پادشاهی جمشيد مرسوم شد و در زمان های بعد، جشن‌ها و آيين‌های ديگری چون تيرگان، مهرگان، سده و غيره در فرهنگ ايران پديد آمدند.

اعياد ملی، مذهبی و محلی در استان ایلام نزد همه پاس داشته می شوند. اقليت های مذهبی استان ایلام نيز می توانند جشن های مذهبی خود را به جای آورند.

درمیان جشن های ملی آیین های ویژه عید نوروز مهم ترین جشن ها به شمار می آیند. مردم استان ایلام بر اساس رسوم رایج، اين عيد ملی را با شكوه هر چه تمام تر برگزار می كنند و برای آن اعتبار و احترام زیادی قائل هستند. مردم استان ایلام قبل از رسيدن نوروز، با خانه تكانی و سبزه روياندن و تهيه لباس عيد و فراهم كردن شيرينی به استقبال آن می روند. در جمعه آخر سال مردم معمولا به سر خاک از دست رفتگان ميروند و برای آنان آرزوی مغفرت و آمرزش می كنند. در شب قبل از عيد نيز با تهيه كردن خيرات و فاتحه آن برای اموات، آن را برای همسايگان می فرستند. در روز عيد مردم همگی لباس نو می پوشند و به ديدن اقوام می روند. مراسم دید و بازدید در این استان پس از تحویل سال آغاز می شود و این مراسم 12 روز ادامه دارد. آخرین روز جشن های نوروز که در همه جای ایران سیزده به در نامیده می شود در استان ایلام نیز گرامی داشته می شود.در اين روز مردم به دامان طبيعت و كوه های زیبای زاگرس می روند و به رقص، پايكوبی و شادی می پردازند.

مراسم جشن ازدواج در استان ایلام با اهمیت و جذاب است. در این استان مراسم ازدواج با آداب و رسوم خاصی برگزار می شود و آغاز این مراسم با خواستگاری که به زبان محلی خوازمه نی XOUZMANI نامیده می شود. در مراسم خواستگاری پس از این که دختر و پسر موافقت خود را اعلام کردند توافق هایی در مورد میزان مهریه، شیربها و ... صورت می گیرد. پس از توافق نهایی بین خانواده ها يكی از اقوام داماد دست اقوام دختر را می بوسد كه به آن (دس ماچ كه ردن (dasmackerden)می گويند و انگشتری نيز به دست دختر می كنند. در ايلام، دست بوسی در امر ازدواج، بسيار مهم است و اين امر وصلت را محكم می کند و كسی حق به هم زدن آن را ندارد. پس از دست بوسی شيرينی و ميوه در بين مهمانان توزيع می شود. مراسم بعدی دزيراني(dazirani) است که در زبان فارسی همان نامزدی است.

پس از مراسم خواز مه نی (خواستگاری ) در يكی از روز های مبارک، اين جشن در خانه پدرعروس انجام می شود و هزينه آن بر عهده داماد است. در اين روز لباس ها و وسايلی که توسط داماد تهيه شده به عروس هديه داده می شود و رخت دزيرانی(نامزدی) به عروس پوشانده می شود.

پس از مراسم دزيرانی، خانواده عروس، داماد را به خانه دعوت می كنند و در واقع پای او را به خانه عروس باز می كنند. (زاما يا زاوا در زبان كردی به معنی داماد است) در زمان تعیین شده؛ مراسم عقد کنان انجام می شود و داماد برای خانواده دختر هدیه ای تهیه می کنند که به آن خلات(khelat) گفته می شود. در ايلام عروسی يكی از پر شكوه ترين و شادی بخش ترين مراسم ها است كه با شور و شوق و آداب و رسوم خاصی اجرامی شود. بر اساس توافق میان خانواده ها یک روز مبارک برای انجام مراسم عروسی در نظر گرفته می شود. از چند روز مانده به روز عروسی در خانواده های دو طرف شور و هيجان خاصی حاكم است و در واقع همه درفكر هر چه با شكوه تر برگزار كردن مراسم هستند. يكی دو روز مانده به عروسی از مهمان ها دعوت به شركت در مراسم می شود. در روز موعود، وسايل پذيرايی از مهمان ها که شیرینی، ناهار و شام است، مهیا شده و مراسم شادی و پایکوبی نیز آغاز می شود.

به همراه عروس، بانويی معمولا مسن از طرف خانواده عروس از همراهان عروس است که در زبان محلی به او پا وی يا پاخسيور (PA WAY:paxasuor) می گويند. در آخر مراسم، مهمانان پس از آرزوی خوشبختی برای عروس و داماد محل را ترک می کنند. پس از سه روز كه از مراسم عروسی گذشت، خانواده عروس وی را به خانه می برند كه به آن (باوه خنBAWAXON) می گويند و پس از چند روز داماد و يا خانواده او به دنبال عروس می آيند و او را به همراه خود می برند.

رسم شاواز كشيدن از آیین های مرسوم استان ایلام است. در مراسم های شاد، دهل زن ها و خوانندگان شاواز می كشند و به معنی شادباش است و به اين روش است كه آن ها برای شخصی كه از آن ها درخواست می كند برای او يا فرد مورد علاقه اش، شاواز بكشند، آرزوی سلامتی و شاد باش می كنند و در عوض آن شخص مقداری پول به شا وازگو می دهد.

مراسم برينه(berena) بین عشایر منطقه ایلام رایج است. اين مراسم در فصل بهار و تابستان هنگامی كه گوسفندان زياد شوند، برای قيچی كردن پشم آن ها و در كنار سياه چادر صورت می گيرد و روستاييان اين كار را به صورت گروهی انجام می دهند. برای اين كار از يک قيچی مخصوص به نام چيه رگ(ceareg) استفاده می كنند. در آخر از مهمانان با نان محلی معروف به نان ساجی و كباب بره پذيرايی می شود.


مراسم جار(jar) نیز از مراسم های رایج در این منطقه است. جار ندایی است كه توسط چند نفر به نام جارچی صورت می گيرد كه به صورت نوبتی برای پيدا كردن اشيای گم شده دراوايل شب با آهنگی خاص ادا می شود تا اگر كسی شیء گم شده را پيدا كرده به صاحبش برگرداند. اين مراسم نشانه اطمينان وپاكی مردم در رعايت قوانين شرعی در مقابل حلال و حرام است و بيش تر با بر زبان آوردن نام حضرت عباس (ع) اين كار صورت می گيرد به اين مضمون:
"جار جار حضرت عباس، هر كسی فلان شی را پيدا كرده به صاحبش برگرداند به جار حضرت عباس"
مراسم شله مله(sela mela) نیز از دیگر مراسم های رایج در این منطقه است که در شب اول بهار كردی كه از 20 بهمن شروع می شود، انجام می گيرد و توسط عده ای از جوانان روستا صورت می گيرد و بيش تر در گذشته صورت می گرفته است. اين مراسم به اين ترتيب است كه در شب اول بهار كردی به در منازل رفته و با صدای موزون واژه ای شله مله كه ريشه در فرهنگ گذشته استان دارد را تكرار می كنند و اين ابيات را بر زبان می آورند:
"امشو اول وهاره، خير ده مالت بواره" (يعنی امشب اول بهار است خير و بركت به خانه ای ببارد) سپس صاحب خانه، مقداری گندم يا ميوه يا خرما و...به رسم هديه به آن ها می دهد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1390ساعت 12:56  توسط فرهنگ فتاحی  | 

جشن ها و آيين ها استان آذربايجان غربي

استان آذربايجان غربی از تركيب قومی و دينی متنوعی برخوردار است. هر كدام از اين اقوام با وجود مشابهت های فرهنگی و رفتاری به نسبت های متفاوت شيوه های خاصی برای برگزاری مراسم و آيين های خود دارند. شيعيان، پيروان اهل تسنن، مسيحيان، ايلات و عشاير و پيروان اديان متفاوت در برگزاری مراسم مربوط به جشن ها و سرودها، اعياد ملی مذهبی و ساير مراسم خود، رفتارهای قومی ويژه ای دارند كه هر یک از آن ها جاذبه های خاصی را برای افراد غير بومی و جهانگردان دارد. مراسم های جشن های میلاد ائمه اطهار، جشن عروسی، جشن چهارشنبه سوری، جشن های عید نوروز، شب چله، خيدر نبی(خضرنبی) و جشن کوسا از مهم ترین جشن های استان آذربایجان غربی به شمار می روند که هر یک با آیین های ویژه این در این منطقه اجرا می شوند. مراسم جشن های عروسی در اين استان به ويژه در مناطق روستايی معمولا در فصل پاييز انجام می گيرد. مراسم از روز نشان كردن و نامزدی شروع شده و در چند مرحله خواستگاری، نامزدی، عقدکنان، شب حنابندان و عروسی برگزار می شود. در روز عروسی حضور مدعوين ضروری است و هدایایی به عروس و داماد داده می شود. جشن عروسی معمولا سه روز طول می كشد و پس از آن عروس را به خانه داماد می برند هم چنين مراسم پابنده تخت بعد از روز عروسی انجام می شود. در تمام مدت برگزاری این جشن ها مردم محلی از لباس های مخصوص جشن ها استفاده می کنند و به شادی و پای کوبی می پردازند و موسیقی محلی نواخته می شود و رقص ها و نمایش های محلی انجام می شود.

استان آذربایجان غربی هم چون سایر نقاط ایران؛ جشن های چهارشنبه سوری و عید نوروز را با شکوه هر چه تمام تر برگزار می کنند و مردم با خانه تکانی های پیش از عید و خرید های جدید و چیدن سفره های هفت سین محلی و عمومی به استقبال سال نو می روند. شب چله كه شب يلدا نیز نامیده می شود نیز از دیگر جشن های مردم استان آذربایجان غربی است. در این شب مردم به دیدار یک دیگر می روند و تا سپیده صبح به روایات، حکایت ها، شعرخوانی و بازی های محلی سپری می کنند. ارمنی های استان آذربایجان غربی ده روز زودتر از مسلمانان اين مراسم را اجرا می کنند. خوردن انواع آجیل، هندوانه، انار، خواندن اشعار حافظ و خداحافظی با میوه های گرمسیری از جمله دیگر مراسم های این جشن به شمار می رود. آذری های استان آذربایجان غربی از آخر فصل زمستان تا شروع عید نوروز مراسمی دارند که به کوسا گلین شهرت دارد و معتقدند که این مراسم از زمان حضرت ابراهیم (ع) برجای مانده است. هم چنین عید خیدر نبی (خضر نبی) نیز از دیگر جشن های مخصوص استان آذربایجان غربی است که در شب اول اسفندماه برگزار می شود و فلسفه برگزاری آن امید به آینده بهتر است. در این شب جوانان به شادمانی و پای کوبی می پردازند و با خواندن اشعار موزون و نواختن موسیقی برنامه های جذابی را اجرا می کنند.
عیدهای مذهبی از جمله عيد قربان، عيد فطر، جشن بعثت و اعياد نيمه شعبان و ولادت ائمه معصومین(ع) نيز در اين استان با شكوه هر چه تمام تر طی مراسم های مولودی خوانی برگزار می شوند. مسيحيان و اقلیت های دینی نیز مراسم های خاص خود و جشن های دینی خود را به راحتی و آزادانه در این استان برگزار می کنند و در این مراسم ها از آداب و رسوم رایج استان نیز بهره می برند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1390ساعت 12:55  توسط فرهنگ فتاحی  | 

صنايع دستي استان كردستان

 هنرهای سنتی از ديرباز در ميان‌ كردها رواج‌ داشته‌ و با توجه‌ به‌ شرايط‌ خاص‌ جغرافيايی از تنوع‌ برخوردار بوده‌ است‌. توليد اين‌ آثار هم‌ مصرف‌ محلی دارد و هم در بهبود اوضاع اقتصادی زندگی مردم‌ منطقه‌ تاثيری جدی دارد. مهم‌ترين‌ هنرهای سنتی كردستان‌، دست‌بافته‌ها، قالی‌، گليم‌، سجاده‌بافی(موج‌، جاجيم‌)، شال‌بافی و تهيه‌ پارچه‌های پشمی‌، گيوه‌دوزی‌، نازک‌كاری‌، منبت‌كاری‌، معرق‌، سفال‌گری‌، نمدمالی‌، زيورآلات‌ محلی‌، سوزن‌دوزی‌، قرقره‌بافی‌، قلاب‌بافی‌، گل‌دوزی‌، پولک‌ و منجوق‌دوزی‌، حصير و سبد، بافت‌ سياه‌چادر، فلزكاری‌، ساخت‌ آلات‌ موسيقی و... می‌دانند. وجود آب‌ و هوای سرد شش‌ ماه‌ از سال‌ در بيش تر مناطق‌ اين‌ استان‌، سبب ‌شده است تا رويكرد مردم‌ به‌ اين‌ توليدات‌ افزون شده‌ و بافته‌هايی زيبا و متنوع‌‌ خلق كنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1390ساعت 12:41  توسط فرهنگ فتاحی  | 

صنايع دستي استان كرمانشاه

 گليم‌بافی، موج‌بافی، پرده بافی، جاجیم بافی، قالی بافی، گیوه دوزی، چیغ بافی، قلم زنی و ساخت ابزار فلزی از جمله معروف ترین صنایع دستی استان کرمانشاه محسوب می شوند. گليم‌بافی از صنايع دستی خانگی است و در بيش تر نقاط استان كرمانشاه رواج دارد. از جمله معروف‌ترين مناطق گليم‌بافی در اين استان؛ شهرستان هرسين است و گليم‌های آن از شهرتی خاص برخوردار است. وجود مراتع مساعد جهت پرورش دام كه تأمين كننده الياف لازم برای بافت گليم است، خود دليلی بر رواج گليم‌بافی در اين منطقه است. نقش‌های چشمه نظامی و نقوش تركيبی درخت و لانه گنجشک و نيز نقش‌های مرغابی،‌ مار، ‌عروسک، قيچی، خطوط افقی و عمودی نقش قرقره راه‌راه، پنجه گربه، قاچ خربزه، گل مشرفی، گل ترمه و سوزنی از جمله نقوشی هستند كه در گليم‌های اين استان به ويژه در منطقه هرسين ديده می‌شوند. هم چنين در بافت زمينه گليم‌های هرسين، نشانه‌های بسياری از آميزش تمدن و فرهنگ‌های مختلف به چشم مي‌خورد. از ديگر مناطق بافت گليم در اين استان مي‌توان به جوانرود، گيلان‌غرب و ريجاب اشاره كرد.

موج‌بافی هنر دستی دیگری است که در این منطقه رواج دارد. موج ـ يا در اصطلاح محلی رخت خواب پيچ .و مفرش؛ از پشم خالص بافته می‌شود و توليد آن بيش تر به منظور رفع نيازهای شخصی و يا سفارش دهندگان آشنا است. موج‌بافی يكی از هنرهای خانگی است كه هنوز هم در برخی ازنقاط استان رواج دارد. موج‌های رنگين كمان در مناطق اورامانات و جوان رود از شهرتی خاص برخوردار است. در جوان رود اين صنعت شكل كارگاهی دارد. در كارگاه‌های اين منطقه، جولاخ ها در پشت دستگاه‌ها به كار موج‌بافی مشغول اند. امروزه نيز از موج به عنوان پتو يا روانداز و يا رويه كرسی، زيرانداز، پرده و حتا به جای بقچه‌های بزرگ استفاده می‌كنند. مهم‌ترين طرح‌های موج عبارت است از: كشكولی، چهارخانه، سياه و سفيد، تخت قرمز، برمالی و شطرنجی.

جانماز يا سجاده توليد ديگر كارگاه‌های موج بافی است. قطع جانماز كوچک و ابعاد آن حدود 110×60 سانتی متر است. رنگ‌آميزی و نقش پردازی جانماز متأثر از جنبه معنوی كاربردی آن است و بر خلاف موج كه دارای رنگ‌های شاد است، تركيب رنگی آن، سياه، سفيد و قهوه‌ای است.پرده‌بافی نيز يكی ديگر از صنايع دست بافت استان كرمانشاه است و هنوز چند نساجی در اين استان به بافت پرده‌های نخی در اندازه‌های مختلف مشغول هستند. برای بافت پرده از همان دستگاهی استفاده می‌شود كه در موج‌بافی به كار می‌رود.جاجيم‌بافی از ديرباز در بين خانواده‌های روستايی و عشاير استان كرمانشاه رواج داشته است. جاجيم به عنوان بالاپوش گرم مورد استفاده قرار می‌گيرد. حتی در برخی از خانواده‌های روستايی، جاجيم را به عنوان چشم‌روشنی و جهيزيه به نوعروسان هديه می‌دهند و آن را به عنوان يادگاری ارزنده، سال‌ها در نزد خود نگه‌می‌دارند. مواد اوليه جاجيم؛ پشم است و بافت آن شبيه گليم است، با اين تفاوت كه جاجيم در چهار تخته بافته می‌شود و سپس به هم متصل و دوخته می‌شود. در مناطق اورامان و ثلاث، زنان جاجيم‌هايی را با نقوش متنوع و جنس مرغوب می‌بافند که در نوع خود كم‌نظير است.

قالی‌بافي به صورت يک فعاليت جنبی با ارزش خود مصرفی و با نقوش بومی و محلی از سال‌ها پيش در ميان روستاييان كرمانشاه رايج بوده است. نقش‌های محلی شناخته شده، نام روستاهای معينی را بر خود دارد كه از جمله مي‌توان به نقش‌های حسين‌آبادی، اكبرآبادی و كيونانی اشاره كرد. امروزه تقريباً در بيش تر روستاهای سنقر و در اغلب روستاهای صحنه، كنگاور، دينور و بيستون قالی‌بافی داير است. در ميان عشاير منطقه باختر كرمانشاه به ويژه ثلاث باباجانی اگر چه قالی‌بافی صنعت دستی اصلی نيست، ولی در كنار گليم‌بافی و ساير دست‌بافت‌ها قالی هم بافته می‌شود. در فرهنگ قالی بافی كرمانشاه؛ واژه گل به معنی نقش به كار برده می شود. چنان كه در گل اكبرآباد گل ترنجی، منظور از گل نقشه گل قالی است. نقش‌های شناخته شده در قالی‌بافی اين منطقه عبارت اند از:دارگل، بازوبندی، سماوری، عبداللهی، اكبرآبادی، كيونانی و حسين‌آبادی. هر يک از اين نقش‌ها، خود مجموعه‌ای از خرده نقش‌ها را در بر می گیرند. نمدمالی از جمله هنرهای سنتی كاربردی منطقه عشايری كرمانشاه است كه از ديرباز در اين استان رايج بوده است. در گذشته انواع پوشش‌های پشمی و زيراندازها، حتی زين اسب‌ها از نمد تهيه می‌شد. در حال حاضر مصرف پوشش آن شامل كلاه نمدی،‌جليقه و فرجی است. هنوز هم می‌توان نقش‌های رنگين و زيبای اين نمدها را در كف سياه چادرها و بر دوش چوپانان ديد. نمدهای زيرانداز منطقه؛ معمولاً به دو رنگ سياه و سفيد ـ سفيد برای زمينه و سياه برای نقوش ـ است. البته رنگ‌های سبز، سرخ، پرتغالی و بنفش را هم در زمينه سفيد برای تزيين آن می‌افزايند. نقش‌های متداول در روی نمدهای نقاط مختلف كرمانشاه عبارتند از: شمشير و تپانچه، رنگين‌كمان، گل ترنج، تبرزين، درخت و گنجشک، كله قوچی، نيلوفر، بز كوهی، مرغ، گل، پله جقه‌شاهی و ...گيوه كشی از دیگر صنایع دستی استان کرمانشاه است. گيوه را در اصطلاح محلی كلاش می‌گويند. در مناطق كوهستانی و سخت گذر و سنگلاخی استان كرمانشاه، استفاده از گيوه به عنوان پاپوشی نرم، سبک، راحت و مقاوم رواج دارد. مراكز ساخت گيوه در اين استان؛ شهرهای پاوه، هرسين و كرمانشاه است. گيوه از دو قسمت كفی و رويی تشكيل می شود. كفی معمولاً از لاستيک و چرم و رويی آن از نخ است. تا پیش از پيدايش صنعت لاستيک‌سازی، گيوه كش‌ها زير كلاش‌ها را از پوست گاوميش تهيه می کردند و رويه آن را از نخ يا ابريشم مي‌بافتند و بیش تر ثروتمندان ز آن استفاده می‌كردند. با پيدايش صنعت لاستيک برای كارگران و كشاورزان از لاستيک در زير گيوه استفاده می‌شود. نوع ديگر كلاش معروف به كلاش اورامی است و گيوه‌باف‌های آن منطقه به «دوم» شهرت دارند. آن‌ها د رنهايت استادی زير گيوه را از كهنه پارچه كه كوبيده می‌شود و با روده خشک حيوانات به هم وصل می‌كنند. اين نوع گيوه به لحاظ شكل و طرح با گيوه‌های كرمانشاه و هرسين كاملاً متفاوت است. انواع گيوه‌های استان عبارتند از: دم‌پايی، پاشنه بلند، گيوه عاج‌إار، پشت بسته، كفشی، حوله‌ای، منجوقی، قيصری، جاوی، توری و ملكی.چيغ‌بافی یکی دیگر از صنایع دستی استان کرمانشاه است. چيغ يا چيخ عبارت از حصيری به پهنای تقريبی يک صدو پنجاه سانتی‌متر، كه روی آن نقش‌های متفاوتی به وسيله نخ‌های رنگارنگ پشمی ايجاد می‌شود.از چيغ برای حفاظت اطراف سياه چادرها استفاده می‌شود و گاهی نيز آن را برای تقسيم فضای داخل چارهای عشايری به كار می‌برند.قلم‌زنی نیز هنری است که در اين استان روزگاری جلوه‌ای خاص داشته و قلم زنان بزرگی در اين خطه مشغول فعاليت بودند. قلم زنان هنرمند كرمانشاهی با الهام از آثار تاريخی دوره هخامنشی و ساسانی و طبيعت منطقه، در نهايت ظرافت و زيبايی، آثار هنری زيبايی را خلق كرده‌اند كه خريداران جهانی دارد.در حال حاضر در شهر كرند كارگاه‌هايی وجود دارد كه كم‌ و بيش به ساخت وسايل فلزی و ابزار كار فعاليت دارند. صنعت‌گران كرندی در تهيه ابزار و وسايل كار و شكار، چاقو، كارد، قندشكن، ابزار زين و يراق، قفل و كليد شهرت بسيار داشته و دارند. متأسفانه در حال حاضر به دليل بی توجهی به فلزكاری كرند اين صنعت رو به نابودی است. علاوه بر كرند در شهر كرمانشاه نيز چند كارگاه آهنگری وجود دارد كه بيش‌تر ابزارهای كشت و زرع را می‌سازند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1390ساعت 12:40  توسط فرهنگ فتاحی  | 

صنايع دستي استان ايلام

 صنايع دستی استان ایلام از جمله جاذبه های مهم فرهنگی این منطقه بوده و محصولات تولیدی تبلور روحیه هنری و اصالت فرهنگی مردم این دیار است. صنایع دستی استان ایلام را به سه دسته صنایع شهری، روستایی و عشایری تقسیم می کنیم و مهم ترین آن ها را گليم و گليم نقش برجسته، قالی های صادراتی و قالی معروف به قالی كردی، موج بافی، سياه چادربافی، نمد مالی، گیوه بافی و ساخت انواع وسایل چوبی می دانیم. گفته می شود سالانه هفت هزار متر مربع فرش ابريشمی،گل ابريشمی، پشمی، كركی و گليم نقش برجسته توسط صنعتگران روستايی و شهری استان ايلام در مناطق دره شهر، ايوان، ملكشاهی، بدره، شيروان و چرداول، مهران و دهلران بافته می شود.


صنايع دستی سنتی در استان ايلام تاريخچه ای طولانی دارد اما شكوفا شدن استعدادهای فرش بافان اين ديار پس از سرمايه گذاری های اندک و آموزش های كوتاه مدت به شكل نوينی در سال های اخير به اوج خود رسيده است. سابقه تاريخی قالی، قاليچه و گليم نقش برجسته استان ایلام به 200 سال پيش می رسد كه براساس شواهد تاريخی برگرفته از هنرمندان ايرانی و چينی است.


گليم نقش برجسته از نظر اصالت و توليد از مهم ترين و شاخص ترين صنايع دستی و بومی استان ایلام به شمار می آید. اين نوع گليم تلفيقی از گليم ساده (صوفی بافی) و گره قالی در متن آن است که امروزه با نوآوری و تلفيق اين دو، نوعی گليم خاص به نام گليم نقش برجسته شكل گرفته است. در اين نوع گليم، زمينه بافت گليمی و نقوش آن گره كامل قالی است و طبيعتا" بعد از بافت نقوش آن برجسته تر از زمينه آن است. مواد اوليه آن بیش تر نخ پشمی و نخ پنبه ای است كه از نخ پنبه ای برای تار و از نخ پشمی برای گره و پود گليم استفاده می شود.
مهم ترين وسيله و ابزار كار گليم باف "دار" است كه معمولا از جنس فلزی و به صورت عمودی بوده و از ابزار ديگری مانند: قيچی و دف(در اصطلاح محلی كركيت نام دارد) برای زدن و هموار كردن نخ ها استفاده می شود. در بافت گليم های ساده نقشه كاربرد چندانی ندارد و بيش تر ذهنی باف است و طرح های آن برگرفته از عواطف و احساسات بافنده است و به شكل طرح های هندسی بر سطح گليم نقش می بندد. گليم گل برجسته بافت استان؛ به نام های گلدانی، قفقازی، كاجی و منظره در ابعاد معمولی 5/1 ذرغ به بازارهای داخلی و خارجی عرضه می شود. در گليم نقش برجسته همانند قالی؛كاربرد نقشه ضرورت می يابد و بر خلاف گليم ساده امكان طرح های منحنی (گردان) نيز وجود دارد. به طور كلی طرح گليم نقش برجسته به دو نوع متفاوت تقسيم می شود:


1 طرح هايی كه ازخطوط مستقيم تشكيل شده اند (طرح شكسته).

2 طرح هايی كه از خطوط منحنی تشكيل يافته است (طرح گردان).


نخستين مرحله بافت گليم برجسته چله كشی و استقرار تارها بر رو ی دار قالی است. از خصوصيات مهم گليم نقش برجسته سبکی وزن آن است. گلیم هر چه سبک تر باشد، نشانه مرغوبيت آن است چرا كه در بافت آن از تار پودهای ظريف تری استفاده شده است. این گلیم ها برای نصب بر روی ديوار مناسب هستند. هماهنگی رنگ و نقشه در بافت اين نوع گليم بر ارزش هنری آن می افزاید.

كيفيت و ثبات رنگ در اين نوع گليم از ضروريات است و يک گليم مرغوب از ابتدا تا انتها بايد به يک اندازه باشد. با خصوصيات گفته شده، اين نوع گليم در استان ایلام از اهميت شايانی برخوردار است و از لحاظ فرهنگی بازگو كننده نقش مايه های اصيل اين ديار است.


قالی (كرک و ابريشم) از دیگر صنایع با اهمیت استان ایلام است. دست بافته های گليم و قالی استان ایلام بيش تر از ديگر هنرهای بومی، از تنوع و غنای نقش و رنگ برخوردارند. به عبارت ديگر اگر چه خالق نقوش گليم و قالی مردم عامی بوده اند اما دريافت حسی، عوامل تصويری و الها م بخش طبيعت و ارتباط بی واسطه آن ها، انگيزه خلاقيت آن ها شده است.


در استان ايلام دو نوع قالی بافته می شود يكی قالی معروف به كردی كه ذهنی باف است و بر گرفته از طرح های محلی و بومی الهام گرفته از طبعيت و فرهنگ حاكم بر اين ديار است. قالی ديگری كه دراستان بافته می شود قالی صادراتی است كه طرح آن برگرفته از ديگر استان های ایران است و به فراوانی در طرح ها و نقش های گوناگون با مهارت تمام توسط هنرمندان ايلامی بافته می شود. نقوش به كار رفته در فرش های توليدی استان ايلام، شاه عباسی، لچک ترنج، گل فرنگ، گل و بلبل، درختی و ايلاتی است كه به دليل ظرافت خاص در بازارهای جهانی شناخته شده است.


صنايع چوبی از دیگر صنایع با اهمیت استان ایلام است. به دليل وجود جنگل های انبوه و فراوانی درختان بلوط، كيكم، بنه يا سقز كه در زبان كردی به جاجگ مشهور است، بادام، بلاليک(آلبالوی وحشی)،گردو، توت و ... صنايع چوبی در استان رواج دارد كه شامل انواع ظروف چوبی، صندوق كه در اصطلاح محلی به آن هزار پيشه می گويند، ابزار موسیقی و... می شود.


موج بافی بافت جاجيم بدون گره است و تقريبا در تمام نقاط باختری ایران كاربرد دارد. از موج يا جاجيم به عنوان رخت خواب پيچ و جانماز و... استفاده می شود. موج از پشم ريسيده شده بافته می شود. جاجيم را به شكل نوارهای دراز و باريک می بافند و سپس هر نوار را به هم می دوزند و تقريبا چهار تا نوار تشكيل يک جاجيم را می دهند. در سطح و روی جاجيم فقط تارها ديده می شود و پودها زير تارها مخفی می ماند.


نمدمالی از دیگر صنایع با اهمیت استان ایلام است. نمد از پشم گوسفند تهيه می شود و برای زير انداز و پوشش از آن استفاده شده و کار تهيه آن توسط حلاجان صورت می گیرد. برای این کار مقداری نمد را خوب از هم جدا می کنند و آن را روی زمين پهن می کنند و روی آن نقش می دهند. سپس آن را لوله كرده و با نيرو و قدرت فراوان آن را با دست مالش می دهند که اين مرحله كار بسيار طاقت فرسا است. از خصوصيات نمد اين است كه: آب باران و برف را از خود عبور نمی دهد، در روز های سرد بسيار گرم است، به عنوان يک محافظ عمل می کند. به عنوان مثال كارد و چاقو به آسانی در آن فرو نمی رود و اين كه با توجه به خصوصيات منطقه كه در زمستان دارای آب وهوای سرد است نمد دارای كاربرد فراوانی است.


از انواع پوشش هایی كه از نمد تهيه می شود، می توان به فره جی، كپنک، كلاه و ... اشاره كرد.

سياه چادر و بافت آن از صنایع دستی مخصوص عشایر است که در قشلاق و ييلاق مورد استفاده آنان قرار می گیرد. برای بافت سياه چادر از موی تابيده شده بز استفاده می شود. دار آن به صورت افقی بر روی زمين قرار گرفته است و بافته ها به صورت نوار های بلند هستند كه بعدها هر نوار را به هم می دوزند. معمولا هر سياه چادر از 4تا 5 قطعه نوار بافته شده تشكيل شده و بعد از به هم وصل كردن نوار ها، سياه چادر آماده است .

برای نصب سياه چادر ابتدا نصف آن را به ستون هايی كه به آن ها سيون گفته می شود وصل می کنند. هر چادر معمولا حدود 3تا 7 سيون دارد و سپس آن را بر پا می كنند و در فاصله های معين عمود بر زمين قرار می دهند و به وسيله طناب هايی توسط ميخ چوبی به زمين وصل می شود. هر تخته دوار 7تا 10متر طول و عرض 50 تا 100 سانتی متر عرض دارد.

از خصوصيات سياه چادر اين است كه مسكنی خنک برای تابستان است و در فصل زمستان نيز برف و باران در آن نفوذ نمی كند و مامنی بسيار مناسبی برای عشاير و روستاييان است و حمل و نقل آن آسان است. درجامعه عشايری و اغلب در گذشته به هنگام ازدواج پسر خانواده، قسمتی از سياه چادر را برای محل زندگی او با ديواره ای به نام چيت جدا می كرده اند، كه به آن چيت جی می گويند.


چيت يا چيغ از نی درست می شود كه به وسيله نخ به هم وصل می شود و در واقع مانند ديوار عمل می کند و برای پوشاندن اطراف سياه چادر استفاده می شود.


هور نیز از جمله صنایع دستی عشایری به شمار می رود و تنها کاربری مصرفی دارد. این وسيله برای نگه داری غلات مانند گندم و جو مورد استفاده قرار می گیرد و از پشم گوسفند تهيه می شود.

گيوه در زبان كردی كلاش نامیده می شود و مورد استفاده اهالی قرار می گیرد. گیوه كفشی است بسيار راحت و سبک و بيش تر مورد استفاده عشاير و روستاييان قرار دارد. برای تهيه آن از يک لايه لاستيک محكم برای قسمت كف آن استفاده می كنند و قسمت روی آن را از نخ پشمی يا ابريشمی می بافند كه اين كار بايد با مهارت تمام صورت گيرد و در واقع دوام آن به مرحله بافت آن است كه بايد به صورت ريز و سفت بافته شود.


انواع مشک ها از دیگر صنایع دستی استان ایلام به شمار می رود. مشک آب كه در زبان محلی ایلامی به آن كنه(
kewna) گفته می شود، وسيله ای برای نگه داری آب، دوغ، روغن و... است. مشک آب از پوست دباغی شده بز تهيه می شود و برای اين كار پوست بز را پاک كرده و سپس آن را در مايعی به نام جفت(jaft) قرار می دهند و در داخل آن نيز می ریزند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1390ساعت 12:39  توسط فرهنگ فتاحی  | 

صنايع دستي استان آذربايجان غربي

 استان آذربایجان غربی از صنایع دستی هنرمندانه و با ارزشی برخوردار است. وجود قوميت های مختلف ترک، کرد، ايلات و عشاير و روستاهای متعدد در اين استان سبب شده که صنايع دستی شهری و روستايی از گذشته‌های بسيار دور در اين منطقه متداول باشد. هر يک از شهرستان های منطقه به صنعت خاصی شهره هستند ضمن آن که برخی از صنايع مانند قالی بافی و گليم بافی و جاجيم بافی تقريبا در تمام نقاط استان رواج دارد. پولک دوزی يکی از هنرهای دستی زيبای شهرستان بوكان و مهاباد است و شاهين دژ و تكاب از نواحی عمده بافته های داری (قالی، گليم، جاجيم و...) در استان آذربايجان غربی به شمار می آیند. نوعی قلاب دوزی شبيه آن چه در رشت جريان دارد در مهاباد نيز رايج است اما شباهتی بين توليدات اين دو شهر وجود ندارد. بافتن برک (به طرز محلی)، بافتن شال كمر پشمی و باشلوق نیز از صنايع دستی نقده محسوب می شوند. وجود روستاها و عشاير متعدد باعث تنوع صنايع دستی در نقده شده و صنایع عشایری در این خطه رواج کامل دارد. در اروميه علاوه بر صنايع مختلف، ساخت مصنوعات چوبی از هنرهای با ارزش دستی به شمار می آید. در گذشته های نه چندان دور كوزه ‌گری بدون چرخ و صرفا به وسيله دست كاری بود كه افراد زيادی از ايلات و عشاير منطقه آذربایجان غربی با آن آشنا بودند و به آن اشتغال داشتند ولی امروزه كوزه ‌گری تنها با چرخ آن هم در روستای فرحزاد به عنوان مركز صدور انواع كوزه رواج دارد. بادش بافی نيز از صنايع دستی کهن ايلات آذربايجان غربی است. بادش لوله ای بافته شده از پشم است كه ازمچ پا تا زانو را می ‌پوشاند و بندی هم در زير كف پا دارد. بادش مخصوص مردان است و آن را معمولا از روی شلوار می پوشند. اين صنعت هنوز هم در ميان ايلات آذربايجان رواج دارد. انواع صنايع دستی استان از قبيل قالی بافی، گليم بافی، جاجيم بافی، سراميک سازی، كنده كاری روی چوب، چرم سازی، مجسمه سازی، گيوه بافی و علاوه بر آن ها پيراهن بافی، كوزه گری، سبد بافی، سجاده بافی و بافت چادرهای كتانی، پارچه‌های دستی، صنايع چوبی تزيينی مانند انواع مجسمه‌های حيوانات، ‌وسايل بازی شطرنج، تخته نرد، جعبه و ميز آرايش بانوان و نقاشی روی چرم دارای معروفيت ملی است.   

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1390ساعت 12:37  توسط فرهنگ فتاحی  | 

ایلات و عشایر کرد

                                                 ایلات و عشایر کرد

1- ایلات و عشایر استان اذربایجان غربی

1- ایل میلان : شامل طوایف شیخکانلو- دود کانلو- ولائی- بروکی- عموئی- مدوله- کانلو- کچلانلو-  قردوئی- کلیکانلو- خزوئی و قلیکی.

2- ایل جلالی : شامل طوایف خلیکانلو- حسوخلف- علی محلو- مصرکانلو- قزلباش- ساکان- پلخکانلو- جنی کانلو و قند کانلو.

3- ایل زازا  4- ایل سادات  5- ایل قره پاپاق  6- ایل هرکی  7- ایل مامش  8- ایل پیران

9- ایل شکاک : شامل طوایف سمتیقو و مامدی و تیره های کارداری و عبدویی.

10- ایل حیدرانلو  11- ایل ممکانلو  12- ایل منگور : شامل طوایف امان- شمع- زین- خدر و مروت.  13- ایل دهبکری : شامل طوایف ایلخانی زاده- علیار- قهرمانی و عباسی.

14- ایل گورک مهاباد  15- ایل بریاحی  16- ایل باسک کوله  17- ایل ملکاری

18- ایل باپیر اقایی  19- ایل کلاسی  20- ایل پشتوریها  21- ایل عثمان بیگی.

طوایف مستقل استان عبارتند از : طایفه بیگ زاده- دری- حیدرلو- کره سنی- بروکی- فیلکی- مالکانلو- بوتان- هناره- نیستانی- مامدی- فتک و خلوفان.

2- ایلات و عشایر استان کرمانشاه

1- ایل سنجابی : شامل طوایف دولت مندان- کل کل- سرخاوند- جلیوند- سرخک- استچه-

 سیمینه وند- خسروی- لک قلی- کاله و ترکه- صوفی- حق نظر خانی- الفت سلیمان- پیر علی-

 الله یارخانی و باغی.

2- ایل کلهر : شامل طوایف باواند پور و خالدی.

3- ایل جوانرود : شامل طوایف جوانرودی- عناقی- امامی- رستم بیگی- باباجانی و اورامان لهون.

4- ایلات ثلاث : شامل طوایف ولد بیگی- قبادی و باباجانی.

5- ایل گوران قلخانی : شامل طوایف اسپری قلخانی- بهرامی- قلخانی یاسمی- سادات حیدری

تیره های طایفه قلخانی عبارتند از: قلعه رنجبر- اشینه وند- قرنی- رستم- دنگی- برامیر اباد- ملکی- یارولی- دیوکه- سبزه- نجفی- وگه- رنگی- میومی- پشت تاله- مرزلان و ذبین قلی.

6- ایل زنگنه : شامل طوایف چوبین- پاشائی و سبزواری.

7- ایل احمدوند : شامل تیره های امیروند- دم صفونه- دوراجی- دوست مهر- بنوئی و جانی خانی.

8- ایل سنقر کلیائی : شامل تیره های بیگوند- قلعه گری- صوفیوند- موسیوند و عالی گری.

3- ایلات و عشایر خلخال

1- ایل شطرانلو  2- ایل قلق جانلو  3- ایل کلیشانلو  4- ایل دلیکانلو.

4- ایلات و عشایر شمال خراسان

1- صوفیانلو : شامل طوایف شادلو- زیدانلو- شیخانلو- شیخ کانلو- باج خوانلو- گاوشانلو و کاویانلو  2- زعفرانلو  3- فیروزکوهی  4- شادلو  5- کیوانلو  6- امانلو  7- چشمگزک

8- شاملو  9- توپکانلو  10- بروانلو  11- قهرمانلو  12- درانلو  13- باجکانلو  14- ملانلو

15- کرد هشت مرخی  16- رود کانلو  17- بریمانلو  18- کاوانلو(کوکانلو)  19- قاچکانلو

20- اماران لو(قلی یانلو)  21- بادلانلو  22- هیزلانلو  23- ملی یانلو  24- رشوانلو 

25- کام کانلو  26- بیچرانلو  27- صندوقلو  28- جرسان  29- توشخانه  30- جیفان(گیفان)

5- سایر ایلات و عشایر

ایل عمارلو (در گیلان –جیرنده و رودبار)  طایفه مدانلو (در جویبار مازندران)  و طایفه هایی در کلاردشت مازندران و ورامین و ایلات استان کردستان و ایلام و ایل جوانشیر در مرز اذربایجان و ارمنستان.

نویسنده: فرهنگ فتاحی  ایمیل : kurd.farhang@gmail.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 خرداد1389ساعت 16:56  توسط فرهنگ فتاحی  |